:: به فروشگاه shineshopnet خوش آمدید ::

نقد كتاب زندگي استاد اميرخاني

نقد كتاب زندگي استاد اميرخاني

 

 

 

نقد کتاب

بررسی زندگی و آثار خوشنویسی استاد غلامحسین امیر خانی

در سرای اهل قلم

 

 

 

باحضور استادان علي معلم (رئيس فرهنگستان هنر)، استاد غلام حسين اميرخاني (چهره ماندگار خط)، استاد علي شيرازي، استاد جمشید یاری شیرمرد (دبیر نشست) و مولف كتاب آقاي كاوه تيموري

سخنان استاد علي معلم درباره استاد اميرخاني در اين نشست شنيدني است!

 

خريد پستي

 

 

 

در این نشست استاد محمد علی معلم دامغانی، رییس فرهنگستان هنر، استاد غلامحسین امیرخانی،استاد کرمعلی شیرازی، هنرمند گرامی کاوه تیموری، مؤلف این کتاب و استاد جمشید یاری شیرمرد، دبیر نشست به سخنرانی پرداختند. محمد علی معلم دامغانی، رییس فرهنگستان هنر نخستین سخنران این برنامه بود.

 

وی ابتدا استاد امیرخانی را به اعتبار سخن پیشینیان مردی از مردان سده‌ها و هزاره‌هایی شمرد که مامور و معذور به میانجی‌گری میان فیض اقدس و فیض مقدس هستند و در عالم دین اسلام از ذات حضرت مصطفی و حقیقت نبوی اطاعت می‌کنند.

 

سپس با ابیاتی چند از اشعارخواجه شیراز افزود: «کسی که حُسن خط دوست در نظر دارد/ محقق است که او حاصل بصر دارد. چو خامه در ره فرمان او سر طاعت نهاده‌ایم /مگر او به تیغ بردارد. کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانه/ که زیر تیغ تو هر دم سری دگر دارد...؛ حضرت لسان‌الغیب، آنچه گفتنی است، فارغ از عصرها و نسل‌ها به آن خاصیت که نوع انسان‌های از جنس او دارند در روز و روزگاری بیان کرد که امروز در عصر و زمانه ما نیز می‌توان این معانی را درک کرد.»

 

معلم در همین زمینه اشاره کرد و ادامه داد: «گفتار آن حضرت که مستغرق مستغنی در هفت دریای دانش بود و از تشنگی سخن می‌گفت و به ما عرفناک حق معرفتک دادِ معنی می داد؛ تا روزگاری که نور و ظلمت در هم پیچیده و همه حقایق معنوی و مینَوی، به دیده اهل نظر نمی‌رسد نیز صادق است. هرچند که قلیان نور نسبت به گذشته‌ها، هزار برابر بیش‌تر است و این خاصیت نور است که چون بیش تابیده شود، چشم بیننده را از دیدار کور کند و مانع دیدن حقیقتِ مسئله می‌شود.»

 

 

 

رییس فرهنگستان هنر تصریح کرد: «بسیاری از لطایف در کار هنر است که می‌تواند موضوع سخن باشد از ابداع، بدعت و... که در این مجال فرصت نیست. امروز در سلسله بزرگان ما در هنر خوشنویسی استادان بسیاری وجود دارد که حضورشان پاینده و وجودشان افزاینده باد اما یکی از این سلسله برگزیده می‌شود.» وی در پایان استاد امیرخانی را یکی از این برگزیدگان راه حق دانست و برای او طلب بهروزی وسعادت نمود.

 

استاد غلامحسین امیرخانی، استاد عرصه خوشنویسی به عنوان دومین سخنران این مراسم گفت: «وقتی در راه فرهنگ و هنر قدم بر‌می‌داریم، توفیقی، بسیار ارجمند است؛ البته توفیق اصلی در این راه آن است که در هر قدمی که باشی در مسیر سلوک قرار گیری و گام برداری.»

 

وی در همین زمینه افزود: «من این توفیق را دارم که عظمت تمام عرصه‌هاو صحنه‌ها و آثاری که در فرهنگ و هنر خود داریم را دیده‌ام و از این میراث هرچه بگوییم، بسیار کم است و تا امروز اندکی از بسیار آن را دیده، در کتاب‌ها خوانده‌ یا سینه به سینه از بزرگان شنیده‌ایم.»

 

وی شناسایی و اشاعه هنر‌ها را تکلیف بزرگ نسل‌مان دانست و در خصوص کتابی که کاوه تیموری در مورد ایشان تالیف کرده، افزود: «هنری که از گذشته ما به میراث رسیده آن‌قدر به اصل و اساس توجه داشته و خود را فراموش کرده و در سلوک و عوالم معنوی غرق شده که رسیدن به آن عالم کار بسیار سخت و عظیمی است و امروز کمتر آثاری را می‌بینیم که حاصل معارف و نتیجه سلوک و کمال باشد. به همین دلیل کتاب‌هایی از این دست می‌تواند به عنوان راهنمای راه، برای سالکان و مبتدیانی باشد که حق مسلم آن‌هاست که در این راه قدم به قدم راهنمایی و دستگیری شوند تا هنرمان را زنده نگه داریم. ما از این بابت باید از آقای تیموری تشکر کنیم که کاری که ایشان کردند برای نسل جوان جایش خالی بود.»

 

خريد پستي

 

 

وی از استادان حسین و حسن میرخانی، مرحوم استاد علی‌اکبرخان کاوه و مرحوم استاد حسن زرین خط به عنوان ستون‌ها و ارکان هنر خوشنویسی یاد کرد و آنان را افراد سرنوشت سازی برشمرد که دستگیری و هدایت اولیه را بعد از یک دوره فطرت از دوره قاجار تا آن زمان انجام دادند.

 

استاد امیرخانی در پایان سخنان خود از مرحوم استاد حسین میرخانی یاد کرد و گفت:« استاد حسین میرخانی، نه تنها در روشن کردن چراغی که سال‌ها خاموش شده بود گام برداشتند، بلکه در رفتار، سلوک، اخلاق و منش نیز نمونه بودند و هنرجویان را به گونه‌ای هدایت و تشویق می‌کردند که ‌اگر آن‌ها مقامی را کسب می‌کردند موجب خوشنودی‌ ایشان بود.»

 

 

 

 

استاد کرمعلی شیرازی سخنران بعدی این جلسه، دوره قاجار را به لحاظ خوشنویسی و خط به سه گروه تقسیم کرد و گفت: «در این دوره یک دسته کسانی بودند که به عنوان خوش خطان قسمتی از رنج چاپ و کتابت را بر عهده داشتند و بخش عظیمی از فرهنگ و هنر کشورمان مدیون این دسته است. بخش دوم نیز استادکاران خوشنویس طراز بالایی بودند که نزدیک به هنر خوشنویسی بودند و دسته سوم هنرمندان خوشنویس چون میرعماد، میرحسین ترک و میرزا غلامرضا کلهر و پس از آن عمادالکتاب را تشکیل می‌دادند.»

 

ایشان به دوره چاپ سنگی اشاره کرد ند و آن را دوره‌ اضمحلال گروه خوش‌خطان و حتی هنرمندان خوشنویس دانست و افزود: «با این مطلب که در آن زمان کاربرد خوشنویسی منسوخ شد و در واقع نُسخ خطی هنری هم وجود نداشت؛ استاد امیرخانی اولین استاد خوشنویسی بود؛ هنر خوشنویسی را که چندین دهه فراموش شده بود، دوباره احیاء کرد؛ چون تا قبل از ایشان به قطعه خوشنویسی معنای زیبا و نمایشگاهی آن برخورد نکردیم و به حق، ایشان را باید به عنوان پدر خوشنویسی ایران بنامیم.»

 

وی در پایان استاد امیرخانی را از استادان صاحب سبک برشمرد که بر همه خطوط تأثیر داشته است.

 

وی ویژگی و ساختار خط استاد امیرخانی را به گونه‌ای دانست که از ریزترین تا درشت‌ترین خط را در این سبک می‌توان به زیبایی نوشت از قلم غبار و کتابت گرفته تا قلم جلی و کتیبه و این به‌دلیل تناسب در توزیع مناسب ضعف، قوت و گوشت قلم در این سبک است و شیوه سایرین از این مقدار ویژگی و استعداد برخوردار نبودند.»

 

استاد جمشید یاری شیرمرد، دبیر نشست به چاپ و نشر کتاب‌های از این دست اشاره داشت و آن را مقدمه‌ای برای حرکت در مسیر علم برشمرد و تصریح کرد: «جنبه‌های نظری، توسعه و ترویج هنر خوشنویسی با این گونه کتاب‌ها تقویت می‌شود و حوزه تحقیق را می‌توان با نگارش اینگونه کتاب‌ها توسعه داد.»